تبليغاتX
زنانه نويسي

روز جهانی کارگر




*****روز جهانی کار و کارگر مبارک*****

 

شعری از برخورد با آهن،به جای گل،


تمام صبح و شب هایت،


شعری از نابودی ایمانت،


شعری از شرمت به پیش خرد فرزندت،


به پیش بی گنه همسر،


تمناشان لباسی نو.

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 21:34 | دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 •

خشونت های پنهانی در خانواده

 

دوستان عزیز،.ممکنه بعضی چیزها تکرار شده باشه.، ولی چون مطمئنم با توجه به بافت اجتماعیمون هنوز معنیه خشونت روانی رو لمس نکردیم،بعضی چیزها رو تکرار کردم.

یادمان باشد که خشونت فقط اسیب جسمی و کتک زدن در حد مرگ نیست! بهتره به حقوقمون واقف باشیم و بدونیم که بعضی بر خوردها در جامعه و غیره با ما که گاهی هم برامون عادی میشه،خشونته! نه یه روند عادی و بی اهمیت!

اگر مورد خشونتت قرار گرفتیم اگاه باشیم.

 من نمیگم که تلافی کنیم یا هر چی،فقط میگم بدونیم که طرف مقابلمون داره ما رو ندیده می گیره

و یا ابراز خشونت می کنه...همین.



یکی از مشخصات کلی خشونت علیه زنان در ایران این است که در بیشتر موارد از نظر ها پنهان است و زنان تا کارد به استخوانشان نرسد از زندگی خشونت امیز خود حرفی نمی زنند زنان در اثر فشارهای سنتی هزار ساله ، خو گرفته اند,که بخش عمده ای از وضعیت خشونت بار زندگی خود را از دیگران بپوشانند آنها بخصوص از مراجعه به مراکز قضایی و خدمات رسانی خود داری می کنند .

زنان ایرانی درفضای زندگی پدری زیر سلطه پدر ، برادر و شوهر خواهر و …بسر می برند در فضای زندگی زنا شویی زیر سلطه شوهر و اقوام او هستند در فضای شغلی زیر سلطه سلیقه های مرد سالار روسای مذکر روزگار می گذرانند در فضای اجتماعی زیر سلطه سنتهای زن ستیز احساس نا امنی می کنند و چنان در بافت ذهنی و رفتاری خود به خشونت تسلیم شده اند که کمتر واکنش نشان می دهند!!!

آزار لفظی و روانی نیز از انواع مهم آزار علیه زنان است و شامل : تحقیر و توهین ، اختیار کردن همسر دیگر، بی توجهی نسبت به زن می باشد که در موارد بسیار منجر به خود سوزی زنان خصوصا در بافتهای شهرستان و روستا ها  می شود!

 

حوزه های خشونت خصوصی علیه زنان :

                                                                                       

خشونت افراد مذکر علیه زنان در خانواده های ایرانی برای فرندان دختر اصل پذیرفته شده ای است در غیاب پدر سایر افراد ذکور خود را مجاز می دانند که در امور دختران خانواده مداخله کنند و حتی با اعمال خشونت به اصطلاح انها را سرجای خودشان بنشانند اما نگاه افراد خانواده نسبت به فرزندان پسر  بسیار متفاوت است و محیط خانواده جای مناسبی برای رشد اعتماد به نفس و ایجاده روحیه جاه طلبی و مبارزه جویی در پسران می باشد پسران در مقایسه با دختران می توانند هر ساعتی از شبانه روز در کوچه و خیابان فوتبال ، والیبال و یا بسکتبال بازی کنند و با همسالانشان وقت بگذرانند.

 هر گاه دختری بخواهد در خانه پدر یکی از چهارچوب ها را بشکند انگشت نما می شود ان هم نه تنها در خانواده های مذهبی بلکه در خانواده های تجدد گرا نیز وضع چنین است! .

گویی در فکر فرد ایرانی اصل بر این است که دختران نیاز به تفریح ، تفنن و ورزش و معاشرت حتی با همجنس انشان را ندارند دختر ایدال دختر است که مونس مادر ، غمخوار پدر ، مرهم دایمی آلام والدین خود باشد آیا رفتار این خانواده ها شبیه به زنده به گور کردن ذختران در عصر جاهلیت عرب نیست ؟

و آیا نابودی آزادی مشروع زنان و به انزوا کشیدن انها نوعی دیگر از زنده به گور کردن نیست

*****************************

در مواردی که مردان  احساس می کنند شالوده ریاستشان مورد تهدید است دست به خشونت جسمی و روانی می زنند. برای زن محدودیت و مشقت مالی ایجاد می کند و بااستفاده از اختیارات مطلقه خود حتی روابط او را با دوستان و افراد خانواده کنترل می کند به حدی که میتواند عملاً زن را در خانه اش زندانی کند

 بسیار مشاهده کرده ایم که وقتی زنی سفره دل خود را در برابر قاضی و مامور انتظامی می گشاید شنونده در پاسخ می گوید «خواهرم برای این حرفهای پیش پا افتاده آشوب به پا نکن بلاخره هر چه باشد شوهرت است »

یعنی در واقع به فرمان عرف و عادت زن باید بسوزد و بسازد.

 بنابراین مرد در مراجعات مکرر به مراجع قضایی با نارسایی های قانون آشنا می شود و در می یابد که می تواند بی ترس از قانون نسبت به زنش خشونت اعمال کند

-خشونت روانی رفتار خشونت آمیزی که شرافت ،آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه دار کند این رفتار بصورت انتقاد ناروا ، تحقیر ، بددهانی ،تمسخر ، توهین ، فحاشی ، متلک ،تهدیدهای مداوم به طلاق یا ازدواج مجدد را شامل می شود .

بهای این خشونت ، از کار افتادگی ادراکی ،انواع افسردگی ،عدم کفایت زن در مدیریت خانواده ، پناه بردن الکل ، قمار و در نهایت منجر به تنفروشی و خیانت در زنان می شود .

 

انواع خشونت در باره زنان :


خشونت به انواع زیر تقسیم شده است:

* خشونت زبانی: به کار بردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه گیری پی در پی، داد و فریاد و بد اخلاقی و بی احترامی، رفتار تحریک آمیز و دستورهای پی در پی، قهر و صحبت نکردن

* خشونت فیزیکی و روانی که به 2 گروه تقسیم می شوند


الف) شامل: هل دادن ، گرفتن و بستن زندانی کردن. چنگ انداختن، کشیدن مو، اخراج از خانه، کتک کاری، محروم کردن از غذا

....

ب) لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شکستن اشیاء منزل.

* خشونت اقتصادی: جلوگیری از استقلال مالی و دخل و تصرف در اموال شخصی آنها و یا ندادن خرجی خانه و پول کافی

*خشونت حقوقی: امتناع مرد از طلاق و یا دادن حق طلاق بر خلاف اصرار زن به متارکه،

ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن.

* خشونت های فکری و آموزشی: خشونت های مربوط به ممانعت از رشد اجتماعی- ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی- دوستانه و اجتماعی، ممانعت از تحصیل، کاریابی و اشتغال

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 16:32 | پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 •

پاییز 90


بیا ببین...!
پای پوشم فرسوده شده
..

انقدر دست و پا زده ام که  پیشانی ام سهل است ،

 قلبم شکسته!

این روزها دفتر خاطراتِم، خیسِ خیس است

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 14:48 | دوشنبه شانزدهم آبان 1390

خشونت روانی در خانواده و اجتماع علیه زنان برابری خواه ...

 

چشم و رویت را به چه فروخته ای؟!

به زور بازوی مردانه ات؟!؟

به غرور پوشالی مرد زاده شدنت؟؟


خشونت روانی ، شامل رفتار قلدرانه برای تحقير زن، تهديد به آزار وی يا افراد مورد علاقه اش، دشنام، استهزاء، تحقیر ..ممنوعيت ملاقات با دوستان و زندانی كردن در منزل است!.
اين نوع خشونت حتی بیش از خشونتهای فیزیکی، موجب بروز روحيه پوچی و يا خودنابودسازی و اضطراب در زنان می شود.

مردانی كه از كودكی در خانواده شاهد كتك خوردن و تحقیر شدن زنان خانواده بوده اند در بزرگسالی بيشتر مرتكب خشونت عليه همسران خود می شوند، و این دسته مردان معمولاً متشکل از افراد ناپخته، وابسته و متزلزل و كسانی هستند كه از احساس بی كفايتی رنج می برند ..

زنان در فعالیت های خود و در اثبات توانایی هایشان گاه فشارهای روانی بسیاری را متحمل می‌شوند. به خصوص در جوامع سنتی و میان خانواده های سنتگرای. مردان و زنان ایرانی، هر دو در اضطراب تغییر و تلاش برای همسو شدن باتمدن های پیشرفته سهیم هستند، اما این مردان نیازی برای اثبات مرد بودنشان احساس نمی‌کنند در حالی که زنان همواره ، حتی با وجود شعارهای بسیار گروه روشنفکری- گویا، مجبور به اثبات «مردانگی» وجودشان هستند. پس خیلی بیراه نیست که زنان دچار تعارض های بیشتری باشند!

و در این میان جامعه اطراف زن ایرانی ، دو واکنش متفاوت نشان می‌دهد،« واپس زدن کامل زنانگی از یکسو و واپس زدن کامل فعالیت های فکری و شغلی زن از سوی دیگر»..

او قیام می‌کند و سرکوب می‌شود. باز هم قیام می‌کند و باز هم سرکوب می‌شود. «خسته و افسرده و زار » می‌رود و به چشم ها خیره می‌شود تا شاید « نهانگاه امید وآرزو » را بیابد. او به دنبال نجات دهنده ای است اما سرانجام ناامیدانه در می‌یابد که  نجات دهنده در گور خفته است

 

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 12:8 | جمعه یازدهم شهریور 1390 •

زن جهان سومی و جامعه پذیری سیاسی!بخش 2و3و4

 

همواره موانع گوناگوني بر سر راه مشارکت سياسي زنان وجود داشته و داردو جنبش  سياسي زنان وقتي به معناي واقعي کلمه ظاهر خواهد شد که سازمان يافته و مبتني بر ايدئولوژي محکمی باشد.

دو گرايش و ایدئولوژی  عمده درراستای فعالیتهای برابری خواهانه زنان برترین هستند:

1- گرايش ليبرالي که هدف آن افزايش مشارکت زنان در امورجامعه می باشد.

2- گرايش سوسياليستي که تغييرات قوانین حاکم بر جامعه مرد سالار را شرط رهایی زنان می داند!

 

نگرش هاي ليبرالي دائم تذکر می دهند که زنان بايد خود را با واقعيت زندگي سياسي سازش دهند و از سوي ديگر در نظريات سوسياليستي و فمينيستي نیز  بیان مي شود که راه حل موثر برای رفع تبعیضات، نه تغيير در خصلت زنانه بلکه اصلاح کلی و کامل قوانین حاکم بر جوامع عقب مانده است!

ولی متاسفانه براساس شواهد قابل ملا حظه زنان ما هنوز  در جهت گیریهای سیاسی نه تنها به دنبال مکتب و روش معقول و مطلوب برای خود نیستند بلکه از شوهران یا پدران و برادران خود پیروی می کنند.

 براساس بسیاری از این پژوهش ها مشارکت زنان در زندگی سیاسی مشارکتی مستقل نیست بلکه تابع علا یق مردانه است!

دراکثریت جامعه ایران ، سیاست ،مشغله ای مردانه  تعبیرمی شود و زنان از آرای سیاسی شوهران خود در نتیجه مشورت با آنها، مطلع می شوند و تاثیر می گیرند. ولی مردان احساس نمی کنند که باید در خصوص سیاست  و نظریات و گرایشهای سیاسی خود با زنان خود مشورت نمایند!

((همچنین پس از ازدواج احتمال تغییر رای سیاسی زنان و گرایش آنها به رای شوهران خود بسیار بیشتر است تا عکس آن.))


موانع مشارکت سیاسی زنان چیست؟

1) فرهنگ مردسالاري حاکم، فرصت و امکان فعاليت و ورود زنان را به عرصه سياسي - اجتماعي با انگاره هاي خود از قبيل ناتوانمند بودن، مدير نبودن، ضعيف بودن و... نمیدهد، وشرايط ورود به آن بسیار سخت است.

2) عرصه براي مشارکت سياسي به گونه يي تصوير شده است که تنها براساس علايق مردانه می باشد و هنگامي که زنان در عرصه سياسي مباحث زنان را مطرح کنند، بي اهميت جلوه مي کند چرا که توانمندي را در بحث و چانه زني پيرامون سياست به آن معنايي که در ذهنيت تاريخي خودشان وجود دارد، مي دانند

به عبارت ديگر، جامعه مرد سالار ، رفتار پخته سياسي را رفتاري مي داند که مردان دارند يعني نگرش ها و شيوه مشارکتي که خاص مردان است.و اگر رفتار زنان با اين اصل تفاوت کند، ناپخته شمرده مي شود.

به عنوان مثال اگر در مورد زن، و حقوقش، خواسته هايش و آزادي هايش تنها به عنوان يک موجود انساني برخوردار از حق زندگي و حق آزادي سخن گفته شود قابل قبول نيست. سياست به معناي فن اداره امور است و مسائل زنانه زنان در آن جايي ندارد!!

 

3) زناني که هميشه مديون و وابسته ی اقتصادی  به جيب مردان خانواده بوده اند، کمتر مجال اين را پيدا کرده اند تا به صورت فعال و فراگير در فعاليت هاي اجتماعي مشارکت کنند.

 

بر مبناي عرف جامعه مردسالار،هر پديده مذکر بايد در راس امور قرار داشته باشد و «سياست مردانه» در جامعه حاکم شود. لذا اگر چنين ذهنيتي در جامعه خلق شود آنچه اتفاق مي افتد، اين انديشه است که مرد براي سياست ورزي و تصاحب امور سياسي گويا از بطن مادر تولد يافته است؛ و زن براي سياست ورزي و اشغال مناصب  سیاسی ساخته نشده است.

در جوامعی که قدرت سیاسی به طور سنتی در دست مردان بوده است، زنان این امکان را کمتر داشته اند تا فعالانه در ساختار سیاسی قدرت شرکت کرده و فعالیت سیاسی کنند و در بسیاری موارد و به ویژه در جوامع جهان سوم که اصلاً پذیرش حاکمیت سیاسی زنان را در قدرت دولتی قبول نداشته و ندارند یا اگر هم باشد بسیار کمرنگ است

و اما راهکار ها چیست؟

راهکارهای عملی و قابل دسترسی می توانند به شرح ذیل باشند:

- مساله جامعه پذیری سیاسی زنان و جدی گرفتن این فرآیند بسیار مهم است. این فرآیند، زنان را با شیوه های زندگی سیاسی آشنا می کند و خصوصاً نقش های سیاسی را که زنان باید در جامعه ایفا کنند به آنان می آموزد و در نتیجه آنان را آماده حضور در میدان های مختلف سیاسی می کند!.

* آموزش نقش بسیار مهمی در ارتقای سطح توانمندی های زنان برای قبول مسوولیت های مختلف دارد از طریق آموزش، آگاهی های لازم برای زنان انجام می پذیرد تا زنان جامعه از همان دوران نوجوانی و جوانی، آمادگی های لازم برای انجام فعالیت های سیاسی و اجتماعی را کسب کنند!.

* خانواده و جامعه دست در دست یکدیگر باید به نوعی هم اندیشی در مورد جایگاه زن برسند به این معنا که شخصیت زنان از طرف جامعه، مورد توجه اصولی قرار گیرد و امکانات مقتضی در اختیار جمعیت های زنان برای مشارکت حداکثری قرار گیرد و نیز درخانواده، والدین از کودکی زمینه های لازم برای رشد شخصیت اجتماعی دختران را به کمک نگاهی فراجنسیتی بازیابی کنند!.

منابع و مقالات مرتبط ::

خانواده دموکراتیک 

موانع مشارکت سیاسی زنان

سیاست، زنانه یا مردانه!

زنان و اعلامیه حقوق بشر

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 14:25 | پنجشنبه دوم تیر 1390 •

زن جهان سومی و جامعه پذیری سیاسی! (بخش اول)


زن جهان سومی و جامعه پذیری سیاسی!(1)


 توضیح:  به دلیل طولانی بودن این مقاله و اصرار من براینکه از نظر زمان و حوصله مناسب مطالعه دوستان باشد، در 4بخش این مقاله را می گذارم..امیدوارم خصوصا" خانم ها فرصت خواندن این 4بخش را داشته باشند  و بتواند قدمی در راستای افزایش اطلاعات  سیاسی و اجتماعی ایشان باشد


دوگوژ نویسنده فرانسوی (سال 1789 ، اعلا میه حقوق زن و شهروند ) :

«همچنان که زنان حق دارند که بالا ی چوبه دار بروند به همین سان نیز حق دارند که 

بالا ی سکوی خطابه بروند!» 

 

همچنان که سابقه جنبش سیاسی زنان جهان و اندیشه های مربوط به آن را باید از انقلا ب فرانسه به بعد پیگیری کرد،

در ایران نیز واکنش به وضعیت سنتی زنان دارای پیشینه ای می باشد وبه زمان جنبش مشروطیت باز می گردد. فرهنگ مردسالا رانه ایران دیدگاهی تحقیرآمیز  نسبت به زنان داشت و مجال فعالیت سیاسی به آیشان نمیداد .

پایبندی به سنت های دست و پاگیر و محدودیت فعالیت زنان به خانه داری از ویژگی های جامعه زنان ایران بود. تا جایی که خرید و فروش زن به عنوان کنیز تا دوره قاجاریه ،  در برخی مناطق رایج بود!

سرانجام ارتباط با اروپا در اواخر قرن نوزدهم موجب باز شدن افق دید زنان ایرانی واعتراض ایشان به وضعیت حاکم شد.

روشنفکران عصر مشروطه از وضعیت تحقیرآمیز زن ایرانی انتقاد می کردند و با اینکه زنان در برخی جنبش های اجتماعی ایران مانند تحریم تنباکو یا جنبش مشروطه نقش داشتند لیکن باید گفت که چنین نقشی، اغلب در حمایت از گروه های اجتماعی دیگر مثل روحانیون یا همسران و پدرانشان صورت می گرفت نه آنکه تفکر ویژه خودشان باشد.

روی هم رفته جنبش های اولیه زنان توسط گروه های کوچک زنان تحصیلکرده در طبقات متوسط به شکل غیر توده ای به راه افتاد

با جدی تر شدن این فعالیتها ، کم کم صدای اعتراض جامعه مرد سالاربلند شد و برخی در مقام مخالفت استدلا ل می کردند که زنان از نظر جسمی و فکری به پای مردان نمی رسند و یا اینکه شرکت آنها در عرصه های  سیاسی موجب اختلا ل در ثبات اجتماع خواهد شد.

 

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 18:41 | دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 •

کاش می شد آگاهی را هم مثل قطره فلج در دهان همه ریخت...!!


لطفا جهت دسترسی به اطلاعات بیشتر و رفع شبهات به آدرس وبلاگ کلبه خاطرات ، مطلب ابهام زدایی با لینک زیز مراجعه فرمایید!!

http://faravahr.blogfa.com/post-108.aspx



 خیلی اوقات خوب است آدم ها را از بالا به پایین نگاه کنیم اما وقت هایی هم هست که باید استثنا قائل شد. گاهی باید دید چیزهایی را که نه تنها دل را می سوزانند که زبان را هم.

بعضی حرف ها را در فرهنگ ما نباید گفت، نمی دانم چرا اما نباید ها زیادند ؛ به خصوص اگر زن باشی.  شخصا معتقدم که حرف حق را باید گفت هر چند تلخ باشد و ناخوشایند.

وقتی از راهی می روی که علف های بلند نکوبیده دارد..... منتظر دیدن کسی نباش.

 

زنان ما، حتی به خواب نمی بینند که در جوامع دیگر ممانعت کردن  از رشد اجتماعی یک زن را هم خشونت می دانند، ایجاد محدودیت در ارتباط های فامیلی و دوستی های اجتماعی را هم خشونت  می دانند؟ ممانعت از تحصیل و کاریابی و رفتن به سفر بدون اجازه پدر و همسر راهم خشونت می دانند.

امتناع مرد از طلاق، گرفتن کودکان از مادر، جلوگیری از استقلال مالی زن در زندگی مشترک هم از خشونت هایی است که در قوانین همه ی کشورهایی که کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض و خشونت را به رسمیت شناخته اند خشونت به حساب می آید!!!!

به آماری از کشور خودمان نگاه کنیم.:

 این آمار را خبرگزاریهای ضد حکومت و ضد مذهب نداده است، بلکه آماری دولتی است که حدود شش سال پیش، یعنی در اواخر دولت آقای خاتمی که جرم و جنایت و فشارهای بر زنان به گفته خیلی ها و حتی خود دولت کنونی نصف امروز هم نبود تهیه شده است. در این «پژوهش» دولتی اعلام شده بود که شصت و شش درصد زنان ایرانی گرفتار خشونت بوده اند. ؛ آن هم خشونتهایی که یک زن آمریکایی یا اروپایی به خواب هم نمی بیند.

کجا یک زن آمریکایی شب از هراس این که دختر کوچکش را فردا به مردی شصت ساله شوهر دهند بی خواب شده است؟ کجا زنی اروپایی که در یک بی خبری یا حتی با آگاهی با مردی که همسرش نبوده همبستر شده توانسته است خودش را فرورفته در خاکی بیابد و ببیند که بر سرش بارانی از سنگ می بارد ؟!!

کاش می شد آگاهی را هم مثل قطره فلج در دهان همه ریخت...

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 20:36 | سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 •

ذهن 5 ساله ی من!!!



اولین بارقه های های فمینیسم  من  در سن کودکی زده شد وقتی دیدم که پسرهای فامیلم حق دارند با هر لباسی که می خواهند ،  دور حیاط بدوند ولی اگر من جوری بنشینم که دامنم درست نباشد همه  بسیج می شوند تا دامن مرا روی پاهای کودکانه و بی خبرم بکشند و مدام  گوشزد کنند که درست بنشین.

هرگز نفهمیدم چرا  وقتی بالغ شدم  باید بلوغم را زیر  روپوش گشاد پنهان کنم و قوز کنم تا جنسیتم را از همه کس بپوشانم.

ذهن من هرگز نفهمید چرا هرچه مربوط به زنانگی من  است زشت و پنهانی و گناه آلود است  ،   هرچه مربوط به مردانگی پسر هاست  ، قابل افتخار و  ستودنی است! 

ذهن من هنوز پنج ساله است، نمی فهمد چرا به عنوان یک زن ناقص و نیمه است؛ نمی فهمد چرا همه فکر می کنند که جنس او بدون مرد کامل نیست. 

او حتی نمی فهمد چرا درخانواده ها، مردها یک طرف مجلس عرق می خورند و بحث سیاسی می کنند و زن ها طرف دیگر ظرف می شورند و مزخرف می بافند.

او نمی فهمد چرا وقتی مردش را نمی خواهد سالها باید  دنبال طلاق بدود در حالیکه اگر مرد بود در یک هفته می توانست زنش را طلاق بدهد!    ذهن من هنوز پنج ساله است. . بعدها مجبور شد هر  تشخیص را دو بار تکرار کند برای آنکه چون زن بود حرفش نصف یک مرد ارزش داشت. مجبور شد  از زبان یک پزشک همکار( که زن بود )بشنود که ” پیش دکتر زن نرو، زن ها همه بی سوادن” و هیچ نگوید و دم نزند.

مجبور شد دو برابر تلاش کند تا نامش نصف اعتباری که باید را بیابد. مجبور شد دو برابر مردها خوب رانندگی کند تا مبادا تصادف کند و این جمله را بشنود که ” زن ها دست به فرمون ندارند”. مجبور شد دو برابر مردهای دور و برش کار کند و دو برابر آنها موفق شود و دو برابر آنها پول در بیاورد و آخر هم ” زن بی سر پرست” نامیده شود. زن تنها. و....   

از همه ی اینها گذشته ،نگارنده زن خوشبختی محسوب می شود. در خانواده ای  بدنیا آمده ، که امکان تحصییل  را داشته است . او هرگز کتک نخورده و نفقه نخواسته و حضانت طفلی را از دست نداده است!!. با این همه زخمی  وخسته است. خسته است از اینکه از زبان مردهای بی خاصیت و احمقی که نصف ضریب هوشی او را ندارند  شنیده است که زن ها منطق ندارند، زن ها طنز ندارند، زن ها دست به فرمان ندارند.

خسته است از جامعه ای که اگر زنی مورد تجاوز قرار بگیرد زن را مورد خطاب قرار می دهد که چرا حجابت کامل نبود  و مقصر می شمارند که مرد را گناه انداخته و از مرد نمی پرسند که چرا مثل یک حیوان رفتار کرده است. 

خسته است از جامعه ای که  اگر زنی مورد خیانت قرار گرفت به او توصیه می کند که صبوری کند و خانمی پیشه کند و بیشتر به مردش توجه کند، خسته است  از جامعه ای که سزای خیانت در آن برای مرد توجه  بیشتر و برای زن سنگسار است.

خسته است  از جامعه ای که زن هایش قوز کرده و ترسیده و تهدید شده اند و مردهایش با افتخار  و به خودشان جرات می دهند به زن ها یی که دو برابر آنها قد کشیده اند لقب کوتولگی بدهند.  


بر او ببخشایید! او خسته است، از جامعه ای که حتی معنی صحیح  فمینیست را نمی داند ولی آن را نفی می کند      

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 20:29 | سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 •

سال نو مبارک

 

یادش بخیر!

صدای شلیک توپ و صدای صلوات و بوی اسپند تو خونه ها پر میشد ، تو کوچه ، تو شب وهمه آغوش باز می کردند واسه رو بوسی سال نو و صد سال به این سال گفتن،و مادر بزرگ که از لای قرآن عیدیمون رومی گذاشت کف دستمون..وآیت الکرسی میخواند و فوت میکرد به همه ، جوری که انگار هر چی درد وبلا داشته باشیم همین الان دور میشه...!!!! ومن همش تو فکر سارافون قرمز نو ام بودم که برای عید دیدنی می پوشم ...چه لذتی داشت .چه آرزوهای کوچکی داشتیم و چه راحت به اونا می رسیدیم. اون روزها زلال بود مثل آب و می تونستی  خودت رو تو اونا ببینی. حالا که از اون سالهای خیال انگیز کودکی فاصله گرفتیم ، باز آرزو می کنم یه روز مثل اون وقتا بهارحقیقی رو  ببینیم اون بهاری که قلبهامون سبز می شه و سفره  هفت سین ما زیباتر از همیشه به روی بقچه ترمه جهیزیه مادر بزرگها پهن میشه...

سال نو همگی مبارک

!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 12:21 | شنبه بیست و هشتم اسفند 1389

نگاهی به مسئله ی خودسوزی زنان در ایران!

     دیوارهای مکتب ها و کتابخانه ها را بلندتراز

                  دیوارهای زندان ها میسازند..


  ! حق دارند 
                 
نگهبانی از فکرها دشوارتر از نگهبانی از جرمهاست 

 

 

خودسوزی زنان در ایران؟
 

این شیوه، در واقع بدترین نوع خودکشی است. اکثر روان شناسان معتقدند این افراد، زنانی هستند که به اوج رسیدند، به نوعی جنون. اکثر این افراد هم بعد از خودسوزی پشیمان می شوند. بسیاری از این افراد در واقع می خواهند با خودسوزی اطرافیان را ادب یا تهدید کنند. خودسوزی مثل یک انفجار است، انفجاری که در یک لحظه رخ می دهد و خاموش می شود. در حالی که این ادب کردن اطرافیان بیشترین ضرر را به خود آنها می زند، چون بیشتر آنها به دلیل سوختگی یا عفونت های ناشی از سوختگی می میرند. اگر هم زنده بمانند به دلیل ظاهر وحشتناکی که پیدا می کنند، زندگی سختی خواهند داشت، چون حتی کودکان خود آنها هم، دیگر با آنها زندگی نمی کنند.

در بعضی شهر های ایران، مشکل حقوقی زن ها است که بیش از هر علتی، باعث شکل گیری این معضل شده. یعنی نادیده گرفته شدن حقوق فردی و انسانی زن ها درون خانواده و جامعه یی که در آن زندگی می کنند، باعث شده تا این زن ها هیچ راه گریزی از هنجارها و قواعدی که از پیش نوشته شده و آنها هم باید تبعیت کنند و در آن چارچوب زندگی کنند، نداشته باشند.

برای نسل های گذشته، مرد فردی بود که اول و آخر تمام مسائل خرد و کلان در جامعه را می دانست و حرف اول و آخر را می زد، اما با وجود اینکه بسیاری از زن های خودسوخته یی که من دیدم، افراد بی سوادی بودند، از طریق وسایل ارتباط جمعی در جریان سیر تحولاتی که در مورد حقوق زنان در ایران و جهان اتفاق می افتد، قرار گرفته بودند. در نتیجه به راحتی نمی توانستند با مساله تعدد زوجات کنار بیاند. یا نمی توانستند قبول کنند که هیچ حقوقی ندارند و باید تابع محض همسر باشند.

این مشکلات که روی هم انباشته شده، باعث می شود تا این زنان هیچ راه گریزی پیدا نکنند و خودشان را به خشن ترین شکل ممکن از بین ببرند

. در حال حاضر آمار خودسوزی در میان زنان ایلامی و در غرب کشور بیداد میکند.جای بسی حیرت است که کشور ما،دارای رتبه سوم جهانی در زمینه ی خودسوزی زنان می باشد!!!
!! نوشته شده توسط پرذیس عامری | 10:56 | جمعه سیزدهم اسفند 1389 •

RSS